سلام
خوبی گلم؟
دلم گرفته
دلم میخواد گریه کنم
توو خاطراتم چقدر با تو بیرون رفتم
کنار تو نشستم و درد دل کردم
سرم رو گذاشتم توو بغلت و خوابیدم
تو سرت رو میزاشتی روو پاهام
با موهات بازی میکنم

دستم رو به صورتت میکشم
باهات صحبت میکنم و صدات بهم آرامش میده
دلم میخواد تو صحبت کنی و من ساعت ها نگاهت کنم
سیر نمیشم از دیدنت
متوجه گذر زمان نمیشم
گرمای دستت رو زمانی که دستامون توو دست هم راه میریم خیلی دوست دارم
بهم آرامش میده

تمام غصه هام یادم میره
چقدر خواب دیدن تو شیرینه
دلم میخواد هیچ وقت بیدار نشم
و حالا که توو واقعیت کنارت نیستم
توو خواب بتونم باهات باشم
چقدر سخته انتظار

انتظار وصال همیشگی
حسرت یه لحظه دیدن چشمهات از نزدیک
خدا منو دوست داشت که تورو برای من فرستاد
تو یه فرشته ای عزیزم


اما نمیدونم چرا خدا دیگه دوسم نداره
هنوز سرنوشتمون رو بهم گره نزده
چشم براه بودن دیوانه کنندس
منتظر عزیزی بودن که همه دنیات اونه

دیگه دوستم نداری؟
گفتی که دیگه دلت حسم نمیکنه
باهات غریبه شدم
وقتی این حرفت رو شنیدم
قلبم بدجور درد گرفت
سرم گیج رفت
چی میشد اینجا بودی
کنار هم
ای کاش زودتر بیای
لحظه شماری میکنم که بیای و ببینمت
گلم عاشقتم دیوانه وار

و همیشه چشم براه

فکر میکنم هنوز هم باورم نکردی
بهم اعتماد نکردی
حسم نکردی
وایییی خدا منو بکش که راحت بشه
و اینقدر اذیت نشه از دست من

